![]() گویند فاصله ها دوری میاره اری همین فاصله است که نمی ذاره دوتا خط موازی بهم برسند واگر همین فاصله نباشه قطار نمی تونه حرکت کنه پس فاصله ها نعمت حیاتند فاصله ها انگیزه حرکتند نه اینکه مانع راهند فاصله ها باعث میشند قدر لحظات حضور را به شیرینی یاد کنیم فاصله ها قدرت حرکتند نه مانع حیات
پست الکترونيک آرشيو مطالب آرشيو مطالب
جستجو
پيوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
هر چه میخواهد دل تنگت بگو
آشتی
چرا!؟
با پرتاب سنگ فاصله های شیشه ای را باید شکست؟
|+| نوشته شده توسط مشترک در دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 17:25
من عاشقم
بیا در کوچه باغ شهر احساس
|+| نوشته شده توسط مشترک در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 21:25
داغ حضرت علی اکبر (ع)
اي ياس چيده، اي گل نقش چمن، علي! قرآن آيه آيهي پامال من، علي مانند قلب من دهنت پر ز خون شده خون گلوت گشته روان از دهن، علي چسبانده خون به هم، دو لبت را ز گفتگو با چشم خويش حرف برايم بزن، علي لب تشنه، چشم بسته، نفس مانده در گلو زخم تو گشته با دل من هم سخن، علي تو مثل لالهاي که همه گشته برگ برگ من مثل شمع سوخته در انجمن، علي جايي براي بوسه نمانده به قامتت از بس که زخمت آمده بر زخم تن، علي ممکن نشد ز روي زمينت کنم بلند از بس که پاره پاره شده اين بدن، علي ليلا در انتظار تو چشمش بُوَد به راه زينب چگونه بي تو رود در وطن، علي در حيرتم چگونه ز خونت خضاب شد ماه جمال و زلف شکن در شکن، علي فرياد من بلند ز اشعار ميثم است سوزد ز سوز او دل هر مرد و زن، علي |+| نوشته شده توسط مشترک در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 20:48
یا حسین
خوشا جانى كه جانانش حسين است |+| نوشته شده توسط مشترک در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 14:21
ساحل
ساحل افتاده گفت گرچه بسی زیستم هیچ نه معلوم شد آه که من کیستم موج زخود رسته ای تیز خرامید و گفت: هستم اگر میروم گر نروم نیستم ........
|+| نوشته شده توسط مشترک در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 15:31
دوست
ایام خوش آن بود که با دوست به سر شد باقی همه بی حاصلی و بی ثمری بود |+| نوشته شده توسط مشترک در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 14:13
گل نازم تو با من مهربون باش
واسه چشمام گل رنگين كمون باش اسیر باد و بارونم شب و روز گل اين باغ بي نام و نشون باش من عاشقي... ! دل خونم شكسته بي...! محزونم پناه اين دل بي آشيون باش دلم تنگه تو با من مهربون باش
مث ابرا دل من پاره پاره ست دوباره عطر تو پيچيده در باد نفس امشب برام عمره دوباره ست من عاشقي... ! دل خونم شكسته بي...! محزونم پناه اين دل بي آشيون باش دلم تنگه تو با من مهربون باش
كه چشماتو به ياد من مياره تماشاي تو زير عطر بارون چه با من ميكنه امشب دوباره شب و تنهايي و ماه و ستاره من عاشقي... ! دل خونم شكسته بي...! محزونم پناه اين دل بي آشيون باش دلم تنگه تو با من مهربون باش |+| نوشته شده توسط مشترک در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 13:11
ستاره پنج انتها داره..... مربع چهار انتها داره..... مثلث سه انتها داره..... خط دو انتها داره..... زندگی یک انتها داره..... خدا کنه دوستی من و تو مثل دایره بی انتها باشه |+| نوشته شده توسط مشترک در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 8:6
|+| نوشته شده توسط مشترک در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 7:32
|